السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )

193

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )

ازاين‌روست كه حكيم فرزانه استاد مطهرى در نقد نظريهء اشباح مىنويسد : [ بنابر نظريهء اشباح ] فرقى ميان علم و جهل مركب نخواهد بود . همهء علم‌ها جهل مركب خواهد بود و كوچك‌ترين ارزش براى ادراكات نخواهد بود و به عبارت ديگر ، به هيچ‌وجه علوم و ادراكات بشرى كشف و واقعيات نخواهد بود ، بلكه هرگز بشر توجه و التفات به خارج پيدا نمىكرد و صور علمى و ادراكى مانند ساير حالات نفسانى بود از قبيل لذت و درد و غيره . . . . [ اگر ] آن‌چه در خارج وجود دارد ذات ديگرى باشد ، پس هيچ نوع انطباقى ميان علم و معلوم نيست و آن‌چه در خارج است ممكن است چيزى باشد كه هرگز به تصور ما نيامده و نخواهد آمد ، بلكه اگر هيچ نوع انطباقى ميان علم و معلوم نباشد هيچ دليلى در كار نيست كه اساسا چيزى در خارج وجود دارد . اگر واقع‌نمايى را از علم بگيريم تمام انديشه‌هاى ما جهل اندر جهل و ظلمات بعضها فوق بعض خواهد بود . « 1 » نظريهء اضافه و ذهب بعضهم إلى إنكار الوجود الذهنىّ مطلقا ، و أنّ علم النفس بشىء إضافة خاصّة منها إليه . و يردّه : العلم بالمعدوم ، إذا لا معنى محصلا للاضافة الى المعدوم . دسته‌اى ديگر وجود ذهنى را به‌طور كلى انكار كرده ، معتقدند كه علم ما به يك شىء ، اضافهء خاصى است كه ما با آن شىء پيدا مىكنيم . علم ما به معدوم [ ناقض اين نظريه است و ] آن را ابطال مىكند ، چراكه اضافه به معدوم تصوير صحيحى ندارد . برخى از متكلمان كه در رأس آنها ابو الحسن اشعرى « 2 » قرار دارد وجود ذهنى را از

--> - مىدهد كه انسان از پيش با آن شىء دوم آشنا باشد ، درحالىكه بنابر فرض ، آشنايى با آن شىء دوم خودش منوط بر همين انتقال مىباشد . ( 1 ) . شرح مختصر منظومه ، ج 1 ، ص 53 و 54 . ( 2 ) . على بن اسماعيل اشعرى از نسل ابو موسى اشعرى است ( 260 - 330 يا سيصد و بيست و اند . ه . ق ) . وى شاگرد -